نظام بازنشستگی کشورهای مختلف طی دهههای اخیر، تحولاتی جهت توسعه به نظام چندلایه و معرفی صندوقهای بازنشستگی خصوصی شاهد بوده است که بهعنوان مکمل صندوقهای بازنشستگی عمومی فعالیت مینمایند. هر کشوری ساختار و چارچوبهای مقرراتی خاصی برای تأسیس و فعالیت این نهادها در نظر گرفته اما در کشور ما با توجه به اقتباسی بودن نهاد مزبور، انطباق آنها با شرایط بازار سرمایه و چهارچوبهای حقوقی ایران چالشی جدی ایجاد کرده است. لذا در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی ـ توصیفی و مطالعۀ کتابخانهای، ویژگیها و خصوصیات صندوقهای موضوع بحث بررسی شده و به این پرسش پاسخ داده میشود که چارچوب حقوقی و مقررات تنظیمی صندوقهای بازنشستگی خصوصی چگونه باید باشد؟ در پاسخ، با توجه به شخصیت حقوقی مستقل و شفافیت نظارتی، ساختاری مشابه ساختار نهادی صندوقهای سرمایهگذاری بورسی در صورت اصلاح برخی نواقص همچون نارساییهای نهادی در ساختار و کارکرد هیئت حاکمه نظام بازنشستگی میتوانند ساختار مناسبی برای صندوقهای بازنشستگی خصوصی ارائه دهند. از طرفی، انتخاب چارچوب مشارکت معین میتواند ریسکهای حقوقی مالکیت اموال را به حداقل رسانده، رابطۀ بین مشارکت و مزایا و عدالت در سطوح فردی و نسلی را حفظ و به تضمین حقوق مالکیت اموال بازنشستگی جامعۀ ذینفعان انجامد. مقام ناظر دولتی نیز باید مستقل، با اختیار قانونی کافی و زیرمجموعۀ شورای عالی رفاه و تأمین اجتماعی بوده و علاوه بر این تدوین مقرراتی خاص و جامع با تعیین ضمانتاجرای مناسب باید حقوق و مسئولیتهای اجزای مختلف بازار صندوقهای بازنشستگی را مشخص و ناکارآمدی تعهدات قراردادی که در قالب امیدنامه یا اساسنامه وضع میشود را رفع نماید.