فصلنامه دیدگاه‌های حقوق قضایی

فصلنامه دیدگاه‌های حقوق قضایی

رابطۀ میان نظام آموزشی و عدالت کیفری مبتنی بر مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزشی فرزندان (مورد مطالعه زندان‏های شهر قزوین)

نوع مقاله : پژوهش کاربردی

نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت قضائی، دانشکده ثبت و مدیریت قضائی، دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری
2 دانشیار گروه مدیریت قضائی، دانشکده ثبت و مدیریت قضائی، دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت اصلاح و کیفرهای قضائی، دانشکده ثبت و مدیریت قضائی، دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ نظام آموزش و پرورش و نظام عدالت کیفری از منظر مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزشی فرزندانشان در مدرسه مبتنی بر تجربۀ زیسته انجام شده است. روش پژوهش روش پدیدارشناسی است. جامعۀ آماری این مطالعه شامل تمامی زندانیان مرد استان قزوینِ دارای فرزند محصل در مقطع ابتدایی، مادران این فرزندان و همچنین تمامی معلمان مقطع ابتدایی این کودکان بود. برای جمع‌آوری داده‌های مورد نظر با 11 نفر از پدران، 11 نفر از مادران و 11 نفر از معلمان مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته انجام شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از راهبرد هفت مرحله‌ای کُلایزی بهره گرفته شد. نتایج به‌دست آمده نشان داد که پدران زندانی تمایل دارند در آموزش فرزندانشان مشارکت داشته باشند و نگرششان نسبت به افزایش سطح مشارکت بسیار مثبت بود. این امر می‌تواند از منظر نظریۀ یادگیری اجتماعی، الگوی مثبتی برای فرزندان ایجاد کند و آن‌ها را به ادامۀ تحصیل و یادگیری ترغیب سازد. نتایج درخصوص مدارس نشان داد، در حالی که مدارس سیاست‌هایی را برای رفع نیازهای طیف وسیعی از ‌دانش‌آموزان و ‌خانواده‌ها تدوین کرد‌ه‌اند، فرزندان پدران زندانی، به استثنای موارد نادر، را مورد غفلت قرار داد‌ه‌اند. از منظر ‌نظریۀ واکنش اجتماعی، این عدم اطلاع مدارس باعث می‌شود که به‌طور ناخواسته به این کودکان برچسب‌هایی زده شود و با آن‌ها رفتاری نامناسب صورت گیرد. درخصوص مادران نتایج نشان داد اگرچه آن‌ها در انتظارات خود واقع‌بین هستند، اما تمایلی به تسهیل مشارکت پدران و تعامل ‌آن‌ها با فرزندانشان ندارند؛ از منظر ‌نظریۀ معاشرت ترجیحی ایجاد فرصت‌هایی برای تعامل پدران زندانی با فرزندان می‌تواند ‌تأثیر مثبتی بر نگرش و رفتار پدر زندانی داشته باشد و ضمن تقویت نقش پدری، به بهبود عملکرد تحصیلی فرزندان منجر شود. نتایج حاصل از مصاحبه با هر سه گروه مورد مطالعه بر بازنگری در قوانین نظام عدالت کیفری و اهداف، ساختارها و قوانین نظام آموزش و پرورش مورد ‌تأکید قرار ‌می‌دهد.
کلیدواژه‌ها

مقدمه

یکی از اساسی‏ترین شاخصه‏های کشورهای توسعه‏یافته، وجود مشارکت بین اعضای جامعه، نهادها و سازمان‏های آن کشورهاست. مشارکت به نوعی وجود احساس وابستگی، علاقه و تلاش گروهی میان اشخاص یک جامعه، جهت تحقق ساختار عادلانۀ اجتماعی است. یکی از مهم‌ترین نهادهای توسعه‌بخش مشارکت مدارس هستند که نیاز به همکاری و مشارکت مؤثر همۀ اعضای جامعه به‌ویژه خانواده‏ها دارند. مشارکت و همکاری ‌مؤثر خانواده‏ها و مدارس همیشه ازجمله موضوعات مورد پژوهش کارشناسان موضوع آموزش بوده است، اما گاهی اوقات نبود شناخت صحیح والدین از هدف‏ها و توانایی‏های مدارس سبب می‏شود که مشارکت میان خانواده‏ها و مدارس به شیوۀ صحیح شکل نگیرد (گوهری و همکاران، 1393: 134). زمانی که صحبت از همکاری والدین با مدارس می‌شود، عده‌ای تنها به کمک‌های مالی والدین به مدارس فکر می‏کنند. تعامل اولیا تنها به ابعاد مالی محدود نیست، بلکه در سایر زمینه‌ها و مخصوصاً مشارکت در امور آموزشی و پرورشی الزامی است (باقی و موسوی، 1396: 520).

کودکان از مشارکت والدین در آموزش خود سود می‌برند و لازم است تا زمان، تلاش و منابع قابل‌توجهی به توسعۀ این مشارکت اختصاص داده شود (Goodall & Vorhaus, 2011: 9 ; Hornby & Lafaele, 2011: 40 ). فیلر ( 2010) نیز ‌تأکید ‌می‌کند که موفقیت زندان در ‌توان‌بخشی زندانیان می‌تواند تحت ‌تأثیر میزان مشارکت در زندگی خانوادگی در طول دورۀ محکومیت زندان آنان باشد. از نگاه نویسندگان مقاله اگرچه مزایای بازپروری احتمالی مشارکت پدران زندانی در آموزش فرزندان خود در تحقیقات مورد تأیید قرار گرفته است، اما توجه به این موضوع پراهمیت در سیاست کیفری جای تأمل و بحث دارد؛ در این میان کنوانسیون سازمان ملل متحد درمورد حقوق کودک تصریح ‌می‌کند که هر کودکی حق دارد (در صورتی که برای سلامتی یا رفاه او مضر نباشد) با هر دو والدین در ارتباط باشد و از مشارکت ‌آن‌ها در رفاه و آموزش خود برخوردار شود( O’Keeffe, 2013: 19-23 ).

زندانی شدن والدین از نظر اسکات و کاد (2010) یک مشکل مضاعف، برای آن دسته از کودکانی است که در حال حاضر مشکلات متعدد و طرد اجتماعی را تجربه ‌می‌کنند، این در حالی است که نتایج پژوهش‌های گودال و ورهاوس (2010) و هریس و گودال (2008) بر مشارکت والدین ‌به‌عنوان یک عامل مهم در آموزش موفق کودک ‌تأکید کرد‌ه‌اند. ‌آن‌ها تببین کرد‌ه‌اند که جدایی‌ والدین از فرزندان پیامدهای عمیقی هم برای والدین و هم برای فرزند خواهد داشت و درواقع تماس خانوادگی یک نیروی مثبت عمده در روند ‌توان‌بخشی و رفاه فرزندان زندانیان خواهد بود. با این وصف، مشارکت والدین در قالب «والدین ‌مؤثر در خانه» حتی پس از اینکه همۀ عوامل دیگر شکل‌دهندۀ پیشرفت از معادلۀ موفقیت تحصیلی کودکان خارج شده باشند، ‌تأثیر مثبتی بر پیشرفت و سازگاری کودکان در محدودۀ سنی ابتدایی دارد (Desforges & Abouchaar, 2003: 4 ).

این مسئله را می‌توان از دیدگاه‌ جرم‌شناسی نیز مورد بررسی قرار داد. در میان ‌نظریه‌های مختلف جرم‌شناسی، سه ‌نظریه به موضوع فرزندان والدین زندانی ارتباط بیشتری دارند که ‌عبارت‌اند از: نظریۀ یادگیری اجتماعی[1] (تقلید[2])، ‌نظریۀ واکنش اجتماعی[3] (برچسب‌زنی[4]) و ‌نظریۀ معاشرت ترجیحی[5] (‌هم‌نشینی افتراقی). این نظریه‌ها می‌توانند به درک بهتر پیامدهای داشتن والد زندانی بر کودکان کمک کنند.

نظریۀ یادگیری اجتماعی (تقلید) بیان می‌کند که رفتارهای مجرمانه از طریق یادگیری و الگوبرداری از دیگران شکل می‌گیرند و انسان در حال رشد از دیگران برای قضاوت کردن و شکل دادن به انتظارات خود از خویشتن و جهان اطراف استفاده ‌می‌کند، این امر به‌ویژه در میان اعضای خانواده که ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند، مشهود است. میزان ‌تأثیرگذاری این تقلید به نزدیکی رابطۀ بین فرد الگوگیرنده و الگودهنده و به‌عبارتی قدرت و منزلت الگو بستگی دارد (ملکوتی و محسنی، 1402: 211). این ‌نظریه که توسط گابریل تارد[6] مطرح شده است، بیان می‌کند که رفتارهای مجرمانه از طریق مشاهده و تقلید آموخته می‌شوند. درمورد کودکان با والدین زندانی، این ‌نظریه می‌گوید که این کودکان ممکن است رفتارهای مجرمانه را از والدین خود یاد بگیرند و تقلید کنند و آن‌ها ممکن است حتی این رفتارها را ‌به‌عنوان هنجار درنظر بگیرند درواقع، رشد در چنین محیطی می‌تواند باعث شود که ارزش‌ها برای این کودکان به شکلی وارونه جلوه کنند (غیوری‌نیا و همکاران، 1401: 179).

‌نظریۀ واکنش اجتماعی (برچسب‌زنی) بر این باور است که وقتی فردی عملی مجرمانه انجام می‌دهد، جامعه او را ‌به‌عنوان مجرم می‌شناسد. به مرور زمان، این برچسب بر تصویری که فرد از خود دارد ‌تأثیر می‌گذارد و هویت غیرمجرمانۀ او را تضعیف می‌کند. درنتیجه، احتمال اینکه فرد دوباره دست به اعمال مجرمانه بزند، افزایش می‌یابد (شاهپوری و همکاران، 1399: 279). این ‌نظریه توسط هوارد بکر[7] مطرح شده است و بر ‌تأثیر برچسب‌های اجتماعی بر رفتار افراد تمرکز دارد. برای کودکان والدین زندانی، این ‌نظریه نشان می‌دهد که جامعه ممکن است به آن‌ها برچسب «بالقوه مجرم» بزند، که می‌تواند به رفتارهای منفی و حتی جرم واقعی منجر شود. این برچسب‌ها می‌توانند بر خودپندارۀ کودک و انتخاب‌های آیندۀ او ‌تأثیر بگذارند.

‌نظریۀ معاشرت ترجیحی (‌هم‌نشینی افتراقی) بر ‌تأثیر محیط نابسامان اجتماعی در گرایش به جرم ‌تأکید دارد. درمورد فرزندان زندانیان، می‌توان گفت که این کودکان به‌دلیل نداشتن محیط امن خانوادگی، ممکن است از سوی خویشاوندان طرد و جذب افراد کجرو و گروه‌های بزهکار شوند. این گروه‌ها با ‌تأثیرگذاری بر شخصیت و اعتماد به نفس کودکان، آن‌ها را به سمت ارتکاب جرم سوق می‌دهند یا از آن‌ها ‌به‌عنوان ابزاری برای جرائمی مانند قاچاق مواد مخدر و سرقت استفاده می‌کنند. این ‌نظریه که توسط ادوین ساترلند[8] ارائه شده است، بیان می‌کند که رفتار مجرمانه از طریق تعامل با دیگران، به‌ویژه در گروه‌های نزدیک مانند خانواده و دوستان، آموخته می‌شود. برای کودکان با والدین زندانی، این ‌نظریه نشان می‌دهد که ‌آن‌ها ممکن است در معرض یادگیری نگرش‌ها و رفتارهای مجرمانه از والدین یا محیط اطرافشان قرار گیرند (غیوری‌نیا و همکاران، 1401: 180-184).

هر سه ‌نظریه بر اهمیت محیط اجتماعی و یادگیری در شکل‌گیری رفتار ‌تأکید دارند. ‌آن‌ها نشان می‌دهند که کودکان با والد زندانی ممکن است در معرض خطر بیشتری برای درگیر شدن در رفتارهای مجرمانه باشند، اما این به معنای قطعیت چنین نتیجه‌ای نیست. درک این ‌نظریه‌ها می‌تواند به طراحی برنامه‌های مداخله‌ای و حمایتی مؤثر برای این کودکان کمک کند.

هدف اصلی این مقاله بررسی برخی از مسائل تربیتی ناشی از زندانی شدن پدران کودکان دبستانی است. ضرورت پرداختن به این موضوع ناشی از سه گزارۀ قابل توجه است. اول اینکه کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، 1999 حق مشارکت هر دو والدین در تربیت و آموزش کودکان را برای ‌آن‌ها مورد ‌تأکید قرار داده است؛ دوم اینکه مشارکت فعال هر دو والدین در تربیت کودکان، شانس پیشرفت تحصیلی و موفقیت اجتماعی کودکان را افزایش خواهد داد؛ و سوم اینکه پیامدهای آموزشی جدایی پدران در حبس برای افزایش بالقوۀ پیشرفت تحصیلی و موفقیت اجتماعی کودکان تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفته است. این مقاله بر آن است تا تضاد بین ادعاهای مطرح‌شده برای «حقوق کودک» که در سیاست آموزشی منعکس شده است و واقعیت عینی را که برای بسیاری از کودکان درگیر با آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به‌دلیل ازدست دادن پدر از طریق زندانی شدن اتفاق می‌افتد و در پژوهش‌های پیشینی انجام‌شده مورد غفلت قرار گرفته است برجسته کند. مطالعۀ حاضر استدلال می‌کند که کودکان دبستانی حق مشارکت پدر زندانی خود را در آموزش و رفاه شخصی‌شان دارند، در حالی که به این موضوع نیز توجه دارد که در برخی از موارد، این مشارکت از ایمنی برخوردار نخواهد بود. در همین راستا به دنبال پاسخ‌گویی به سؤالات زیر است:

  1. چه رابطه‏ای میان سیستم آموزش و پرورش و سیستم عدالت کیفری از منظر مشارکت والدین زندانی در فرایند آموزشی فرزندانشان در مدرسه وجود دارد.
  2. ادارک والدین زندانی از مشارکت در فرایند آموزش مدرسه‏ای فرزندانشان چگونه است؟
  3. ادراک مادران کودکان دارای پدران زندانی از مشارکت پدر در فرایند آموزش مدرسه‏ای فرزندانشان چگونه است؟
  4. ادارک اولیای مدرسه از مشارکت والدین زندانی در فرایند آموزش مدرسه‏ای فرزندانشان چگونه است؟

 

1.مبانی نظری

خانواده اساسی‌ترین نقش را در شکل‌گیری شخصیت و رفتار کودک دارد؛ در محیط گرم و دوستانۀ خانواده‏ای که در آن والدین و دیگر اعضای خانواده، روابط صمیمانه و دوستانه دارند، معمولاً کودکانی سالم، با شخصیت مثبت و فعال تربیت می‏شوند که نشانه‏ای از عشق و علاقه‏ای است که در خانواده وجود دارد، و بلعکس، خانوادۀ ازهم‌پاشیده و زندگی در محیط‌های آلوده و انحرافی، مراقبت دقیق نکردن خانواده و بی‏توجهی والدین در امر تعلیم و تربیت فرزندانشان، پایه‏های انحراف از هنجارها را در همان کودکی بنا می‏نهد که همین موضوع در نوجوانی با شدت بیشتری خود را نشان می‏دهد (شیردل و محمدی، 1399: 44). همچنین محیط خانواده یکی از حساس‏ترین و مهم‌ترین کانون‏های هویت‏یابی محسوب می‏شود. بسیاری از روان‏شناسان معتقدند خمیرمایۀ اصلی شخصیت متعادل یا متزلزل و آسیب‏پذیر کودکان و نوجوانان در کانون خانواده و در سایۀ تعامل مطلوب با والدین شکل می‌گیرد (افروز، 1383: 59). در شکل گرفتن شخصیت فرزندان، تماس و ارتباط والدین با فرزندان خود اهمیت بسیار زیادی دارد و البته مواردی هم وجود دارد که ممکن است اثر والدین منفی باشد (محمدی فرود، 1384: 20). از سویی خانواده بر نتایج یادگیری ‌دانش‌آموزان، به‌وسیلۀ نهادینه کردن جایگاه تعلیم و تربیت، ‌تأثیری شگرف داشته و اولیا بر نتایج آموزشی ‌دانش‌آموزان با تقویت یادگیری مرتبط با مدرسه اثر می‏گذارند (شهری و همکاران، 1397: 188).

نظر به اینکه برخورداری از آموزش به بهترین وجه حق همۀ ‌دانش‌آموزان است و این امر مستلزم همکاری والدین با مدارس است. لذا باید توجه داشت که حبس والدین نباید ‌تأثیری در کیفیت آموزش فرزندان داشته باشد. این حق در اصل 30 قانون اساسی، قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیل اطفال و جوانان ایرانی مصوب 1353 (مادۀ 1) و قانون حمایت از اطفال مصوب 1399 (مواد 3، 5 و 6) مورد ‌تأکید قرار گرفته است. از سویی در حقوق امروزی، اصل شخصی بودن مجازات‏ها از اصول اساسی در حقوق جزاست و بر این پایه تنها مرتکب و شرکا و معاونان او دارای مسئولیت کیفری هستند و نتایج سوء‌رفتار ‌آن‌ها فقط متوجه خودشان است و اعضای خانواده و بستگانشان به‌خصوص فرزندان ‌آن‌ها به هیچ ‏وجه دارای مسئولیت کیفری نیستند و نمی‏توان ‌آن‌ها را مورد بازخواست قرار داد و یا آثار مجازات مرتکب را بر آنان بار کرد. میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب 16 دسامبر 1966 مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در مادۀ 9 این قاعده را وضع کرده است «که هر کس حق آزادای و امنیت شخصی دارد ...». لازمۀ امنیت شخصی این است که افراد تنها خودشان مسئول رفتار خود باشند و فردی را نباید به‌علت جرم دیگری مورد تعقیب و مجازات قرار داد. گفتنی است که این قاعدۀ حقوقی تحت عنوان قاعدۀ ورز نیز از چهارده قرن پیش تاکنون در نظام کیفری اسلام لازم‌الاجراست.

با تصویب قانون حمایت از اطفال و نوجوانان در سال 1399 حمایت از اطفال در معرض آسیب وارد مرحله‏ای جدید شد. مطابق این قانون تمامی افراد زیر هجده سال شمسی تحت حمایت‌های این قانون هستند. بند پ مادۀ 3 این قانون تصریح کرده است که زندانی‌ شدن هر یک از والدین، اولیا یا سرپرستان قانونی یکی از وضعیت‌های مخاطره‌آمیز برای کودکان محسوب شده و سبب مداخله و حمایت قانونی از کودک می‏شود. همچنین ردیف 3 از بند پ ذیل مادۀ 6 این قانون سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور مکلف کرده است که اطفال و نوجوانانی را که پدر یا مادر یا سرپرست قانونی آنان در زندان به سر می‏برند، به سازمان بهزیستی کشور معرفی کرده تا برابر مقررات، طفل یا نوجوان نیازمند را حمایت کند. نیز در بند چ مادۀ مذکور وزارت آموزش و پرورش را مکلف کرده است تا نسبت به آموزش مدیران و کارکنان آموزشی و اداری در زمینۀ حقوق اطفال و نوجوانان برنامه‌هایی را طراحی و اجرا کند. همچنین پیش از تصویب این قانون، قانون‌گذار به‌واسطۀ تصویب قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیل اطفال و جوانان ایرانی در سال 1353، حق تحصیل تمامی اطفال و نوجوان واجد شرایط را به رسمیت شناخته بود.

ازجمله آثار حبس والدین بر فرزندان، محروم شدن ‌آن‌ها از حضور والدین در فرایندهای آموزشی‌شان است. با توجه به آیۀ شریفۀ «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى»[9] که سه مرتبه در قرآن تکرار شده است، می‌بایست تمام آثار مجازات متوجه شخص مرتکب باشد، لذا نباید اثری از حبس والدین به فرزندان آن‌ها وارد شود. بنابراین نتیجه می‌شود که فرزندان پدران زندانی این حق مسلم را دارند که از حضور پدران خود در آموزش خویش استفاده کنند و این امر مستلزم لوازمی است که مهم‌ترین این لوازم همکاری نظام آموزشی و نظام عدالت کیفری است.

2.پیشینۀ پژوهش

میرکمالی و مهدوی (1400) در پژوهشی به بررسی خطر گرایش به بزهکاری در فرزندان دارای والد زندانی با ‌تأکید بر اختلال در کارکرد جامعه‌پذیری خانواده پرداخته‌اند. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد کمی است که به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. نمونۀ پژوهش حاضر خانوادۀ زندانیان زندان اوین تهران بودند و داده‌های پژوهش به روش میدانی و با استفاده از پرسش‌نامۀ بسته گردآوری شده است. یافته‌ها نشان داد که بیش از 80 درصد از فرزندان زندانیان، رفتار مجرمانۀ والد زندانی خویش را تأیید کردند و آن را قبیح نمی‌دانند و حتی دولت و جامعه را مقصر اصلی ارتکاب جرم توسط والدین خویش قلمداد ‌می‌کنند. همچنین درصد قابل توجهی از نمونۀ آماری پژوهش الگوی مناسب و شایسته‌ای در اختیار ندارند تا در نبود پدر یا مادر بتوانند ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی را فرا گیرند. زندانی شدن والدین به‌طور مستقیم کارکرد جامعه‌پذیری خانواده را دچار اختلال ‌می‌کند. نقض هنجارهای اجتماعی توسط والدین موجب الگوپذیری ناهم‌نوایی در فرزندان شده و به جامعه‌پذیری منفی اطفال و نوجوانان منجر می‌شود. به این ترتیب و با توجه به نتایج حاصل از پژوهش میدانی، زندانی شدن والدین با اختلال در کارکرد جامعه‌پذیری خانواده، خطر گرایش به بزهکاری را در فرزندان زندانیان افزایش ‌می‌دهد.

حسین‌آبادی و سلیمی (1399) در مطالعه‌ای به بررسی ‌تأثیر مشارکت اولیا بر کیفیت آموزشی از طریق بهسازی مدارس ابتدایی پرداخته‌اند. یافته‌های مطالعۀ ‌آن‌ها نشان ‌می‌دهد که مشارکت اولیا بر بهسازی مدرسه و کیفیت آموزشی و بهسازی مدرسه بر کیفیت آموزشی اثر مستقیم دارد و همچنین مشارکت اولیا از طریق بهسازی به‌صورت غیرمستقیم بر کیفیت آموزشی مدارس اثرگذار است. ابراهیمی و میرزایی (1398) نیز در مطالعه‏ای به بررسی حقوق ارتباطی زندانیان در حقوق جمهوری اسلامی ایران پرداخته‌اند. ‌آن‌ها به حقوق ارتباطی زندانیان ازجمله حق ارتباط با خارج، ارتباط با اشخاص، ارتباط با وکیل، ارتباط با خانواده، ارتباط با دوستان پرداختند و تبیین ‌می‌کنند که زندان را نباید مانند یک هتل برای زندانی قرار دهیم، چون در این صورت زندان از هدف اصلی خود که بازدارندگی است باز می‏ماند. با این حال آن‌ها ذکر ‌می‌کنند که نباید ناعادلانه، بیش از حد و غیرمنصفانه بر زندانی، فشار تحمیل شود. در پژوهشی دیگر که توسط ادیب و مردان اربط (1396) با عنوان تجارب والدین از مشارکت در امر تحصیل فرزندان انجام شده است نتایج نشان داد که مهم‌ترین دلایل مشارکت و انگیزۀ والدین کمک به بهبود آیندۀ تحصیلی و شغلی و همچنین دانا و توانا بار آوردن فرزندان، است و به همین خاطر والدین وقت بیشتری را برای رسیدگی به تکالیف فرزندان صرف ‌می‌کنند.

باقی و موسوی (1396) به بررسی پیامدهای زندانی شدن بر خانوادۀ زندانیان پرداخته‌اند. روش تحقیق فراتحلیل کیفی است و در آن از مشاهدۀ مشارکتی برای صورت‌بندی استنتاج‌های جامعه‌شناختی جدید بهره گرفته شده است. براساس داده‌ها مجموعه پیامدهای زندان عبارت‌اند از: 1. فردی و شخصیتی؛ 2. اجتماعی؛ 3. اقتصادی؛ 4. فرهنگی؛ 5. سیاسی. یکی از مسائل مهم، رابطۀ نوع جرم و مدت محکومیت زندانی با انسجام خانواده است. وضعیت خانوادۀ محکومان مواد مخدر و خانوادۀ محکومان به قتل، شرارت، سرقت، جرائم مالی و ... با هم متفاوت است. در پژوهش حاضر پنج راهکار مؤثر ارائه و تشریح شده است که عبارت‌اند از: 1. تعیین مدل کیفری، 2. انسانی‌تر کردن شرایط زندان با توجه به تأثیرات محیط فیزیکی بر روان و اخلاق فرد، 3. زندان باز، 4. روش‌های جایگزین زندان، 5. ضرورت حضور نهادهای مدنی و حمایتگر.

گوهری و همکاران (1393) نیز در پژوهش خود به بررسی وضعیت موانع موجود بر سر راه مشارکت اولیا در امور مدارس مقطع ابتدایی پرداخته‌اند. نتایج پژوهش ‌آن‌ها نشان داد که موانعی همچون «عدم شناخت اولیا از اهداف و کارکردهای مدرسه»، «کمبود وقت والدین، شاغل بودن، فاصله و درگیر بودن با کارهای روزمره»، «وضعیت نامناسب اقتصادی خانواده‏ها» و ... ازجمله موانع عدم مشارکت والدین در امر آموزش فرزندان خود است. در پژوهش دیگری معروفی (1389) به پیامدهای زندانی شدن والدین بر عملکرد تحصیلی فرزندان پرداخته است. او برای رسیدن به هدف خود، عملکرد تحصیلی ‌دانش‌آموزان دارای اولیای زندانی (پدر یا مادر) در قبل از زندانی شدن و بعد از گذشت شش ماه از زندانی شدن مورد مقایسه قرار داده است. مطابق با یافته‌های مطالعۀ معروفی بیشترین و کم‌ترین عملکرد تحصیلی به ترتیب در قبل و بعد از دستگیری به ‌دانش‌آموزان دورۀ ابتدایی و متوسطه تعلق دارد. میانگین عملکرد تحصیلی دختران چه قبل و چه بعد از دستگیری والدینشان بیشتر از پسران است. با وجود این، پس از زندانی شدن والدین میانگین عملکرد تحصیلی دختران بیشتر از پسران دچار کاهش شده است. در بین دو جنس نیز در هر سه دوره پایین‌ترین عملکرد تحصیلی به پسران دورۀ متوسطه تعلق دارد. اوکیف (2015) در پژوهشی با عنوان چالش‌های مشارکت پدران زندانی در آموزش فرزندانشان تبیین کرده است که نقش پدری در حال توسعه است و انتظارات اجتماعی ما از نقش و مسئولیت‌های پدران به سرعت در جهت مشارکتی حرکت می‌کند. مدارس در حالی که سیاست‌هایی را برای رفع نیازهای طیف وسیعی از ‌دانش‌آموزان و ‌خانواده‌ها تدوین کرد‌ه‌اند، فرزندان پدران زندانی، به استثنای موارد نادر، مورد غفلت قرار می‌گیرند. مادران در هر سیاستی که در جهت مشارکت پدران زندانی باشد، نقشی اساسی دارند و پدران زندانی در نگرش خود نسبت به چشم‌انداز افزایش سطح مشارکت بسیار مثبت بودند. در پژوهشی دیگر شوپلجیکا (2017) به بررسی مهدکودک‌ها و مدارس ‌به‌عنوان محل حمایت از کودکی که والدینش در زندان هستند پرداخته است. وی تبیین ‌می‌کند که در حال حاضر در اکثریت قریب به اتفاق موارد، فقط کنجکاوی معلمان است که آن‌ها را در تصمیم‌گیری درمورد اینکه چه زمانی مداخله کنند یا به کودک نشان دهند که در کنار آن‌ها هستند کمک ‌می‌کند. برای لحظه‌ای نباید دیدگاه یک بزرگ‌سال درمورد اینکه کودک چگونه باید رفتار کند بر منافع کودک اولویت داشته باشد و هیچ بخشی از زندگی کودک نباید به نفع اولویت‌ها یا اهداف بزرگ‌سال به خطر بیفتد. این امر مستلزم آمادگی بزرگ‌سالان برای تغییر دیدگاه‌ها، اهداف، استراتژی‌ها و انتظارات خود مطابق با بهترین علایق و توانایی‌های کودک است و نیازمند مهارت‌هایی برای ایجاد روابط با کودک و اقدامی است که رشد سالم کودک را در شرایط چالش‌برانگیز نظیر زندانی بودن والدین تقویت می‌کند. پلتیر (2017) در پژوهشی با عنوان والدین زندانی و فرزندانشان در مدرسه: پروژۀ آزمایشی در زندان شاتودون فرانسه به این نتیجه رسید که رویکرد چند‌رشته‌ای جمعی برای تقویت رابطۀ بین والدین زندانی و فرزندشان دارای اهمیت است و مجموعه‌ای از مزایای مثبت در چنین ابتکاری بر خانواده ‌به‌عنوان یک کل ‌تأثیر می‌گذارد. با وجود اخطارهای معمول، می‌توان ‌تأثیر مثبت این ابتکار را بر کودک از نظر کاهش استرس در مدرسه و کمک به بازگرداندن پیوندها با والدین زندانی که به‌ناچار با زندانی شدن والدین ضعیف شده است، فرض کرد.

مطالعۀ منابع و پیشینۀ تحقیقات نشان داد که در سال‌های اخیر، پژوهش‌های متعددی با رویکردهای روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و مددکاری اجتماعی به بررسی جنبه‌های پیچیده و پنهان زندگی کودکان و نوجوانان و اهمیت مشارکت والدین در روند آموزش و تحصیل آن‌ها پرداخته‌اند. برخی تحقیقات نیز ‌تأثیر زندانی بودن والدین بر تحصیل فرزندان را مورد بررسی قرار داده‌اند. اما وجه تمایز این پژوهش از مطالعات پیشین، انجام تحقیق کیفی و مطالعۀ پدیدارشناختی درباب فهم تجربیات زیستۀ پدران زندانی، مادران و معلمان در زمینۀ مشارکت در در فرایند آموزشی فرزندانشان و ‌تأکید بر ضرورت همکاری میان نظام عدالت کیفری و نظام آموزش و پرورش است. هدف این همکاری، افزایش مشارکت والد زندانی در فرایند آموزشی و تحصیلی فرزندان و فراهم کردن شرایط لازم برای بهره‌مندی فرزندان ‌آن‌ها از این حق است.

 

  1. روش تحقیق

روش این تحقیق از نظر نوع داده‌ها در زمرۀ روش‌های کیفی قرار دارد و همچنین تحقیق از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعۀ آماری این مطالعه شامل تمامی زندانیان مرد استان قزوین دارای فرزندان محصل در مقطع ابتدایی، مادران این فرزندان و همچنین تمامی معلمان مقطع ابتدایی این کودکان بودند. با توجه به اعلام مسئولان قضائی استان قزوین در زمان انجام تحقیق تعداد محکومان حاضر به خواب در زندان مرکزی استان قزوین حدود 1271 نفر بودند. همچنین مطابق با آخرین آمارهای موجود حدود 5400 معلم، آموزش ‌دانش‌آموزان مقطع ابتدایی شهرستان قزوین را عهده‌دار هستند. این پژوهش در بازۀ زمانی تیرماه 1400 تا خردادماه 1401 انجام شده است.

به‌منظور انتخاب افراد نمونه از رویکرد نمونه‌گیری هدفمند و روش نمونه‌گیری همگون استفاده شد. در این روش از افرادی استفاده می‌شود که به گروه خاصی با ویژگی‌هایی مشابه متعلق هستند. مصاحبه‌ها درخصوص پدران تا سطح اشباع نظری (مصاحبه با 11 نفر) پیش رفت و درخصوص مادران نیز درمورد هشتم و نهم اشباع نظری حاصل شد، اما با توجه به تعداد مصاحبه‌های انجام‌شده با پدران تعداد مصاحبه‌های مادران نیز تا نفر یازدهم ادامه یافت. درخصوص معلمان مصاحبه با 11 نفر و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. با توجه به اینکه تمامی مصاحبه‌ها توسط یک نفر (شخص محقق) و بدون حضور هیچ دستیار و همکاری انجام شده است، لذا نوع و ترتیب سؤالات، نحوۀ بیان سؤالات، روش ثبت و ضبط اطلاعات، روش استخراج و تفسیر اطلاعات؛ دارای ثبات رویه و متحدالشکل و محتوا بوده و از این لحاظ دارای اعتبار است.

 

4.یافته‌های پژوهش

گردآوری داده‏ها به‌وسیلۀ مصاحبه‏های عمیق نیمه‏ساختاریافته هدایت شد. در اجرای هر مصاحبه تلاش شد تا داده‏ها به صورت اکتشافی و مستقل به‌دست آید و در تحلیل آن‏ها از چارچوب مشخص یا قضاوت قبلی استفاده نشد. مجموعاً با 11 نفر از پدران، 11 نفر از مادران و 11 نفر از معلمان مصاحبه انجام شد و داده‏ها با استفاده از روش هفت مرحله‏ای کُلایزی مورد تحلیل قرار گرفت.

 

1) ادراک پدران زندانی از مشارکت در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان چگونه است؟

پس از انجام مصاحبه‌ها و تحلیل ‌آن‌ها عبارات و تعابیری که پدران درخصوص ادراکشان از مشارکت در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان ارائه کرده بودند استخراج شد. در جدول 1، نمونه‌هایی از عبارات و تعابیر شرکت‌کنندگان آمده است:

 

جدول 1: نمونه عبارات و تعابیر پدران شرکت‏کننده

در خصوص ادراکشان از مشارکت در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان

 

شرکت‌کننده

عبارات و تعابیر

1

همۀ کارها را با هم انجام می‌دادیم. فقط ما سه نفر بودیم، بنابراین تمام کارهایی را که ‌خانواده‌ها انجام می‌دهند با هم انجام می‌دادیم. با هم بازی کردیم، می‌رفتیم خرید، تلویزیون تماشا می‌کردیم.

4

من یک پدر واقعی بودم. ما همه چیز را با هم ‌به‌عنوان یک خانواده انجام می‌دادیم، همانطور که شما انجام می‌دهید. ما هنوز هم ‌به‌عنوان یک خانواده کارها را انجام می‌دهیم.

7

من قبلاً همۀ کارها را انجام می‌دادم. با آن‌ها بازی کردم، آن‌ها را به تفریح بردم، هر کاری همسرم به من می‌گفت انجام می‌دادم.

9

با چهار بچه درگیر همه چیز بودم. همسرم کار می‌کرد و من بیکار بودم و همۀ کارهای مربوط به بچه‌ها را انجام می‌دادم. من نمی‌توانستم کاری پیدا کنم چون قبلاً هم زندان بودم و هیچ کس مرا نمی‌خواست. ما به خاطر پول گیر کردیم و من دوباره به زندان برگشتم.

6

راستش را بگویم، آنقدر که دوست داشتم درگیر نبودم. من با همسرم در یک خانه زندگی می‌کردیم، اما همیشه بیرون بودم و کارهایی را انجام می‌دادم، بنابراین آنطور که باید آنجا نبودم.

3

من یک پدر درست و حسابی بودم. آن‌ها را به مدرسه می‌بردم و برمی‌گرداندم. تکالیف را انجام می‌دادم و معلم را می‌دیدم. من کسی بودم که همیشه با معلم صحبت می‌کردم.   

10

من بچه‌ها را به مدرسه می‌بردم و به خانه می‌آوردم. من کمک می‌کردم که هر تکلیفی که داشتند انجام دهند.

11

همسرم همۀ کارها را می‌کرد و بچه‌ها را به مدرسه می‌برد و می‌آورد. او با معلم‌ها صحبت می‌کرد و اجازه نمی‌داد من به مدرسه نزدیک شوم. فکر کنید او واقعاً چقد خجالت‌زده است.

 

در بررسی این سؤال پژوهش، پژوهشگر به دنبال یافتن علائم و نشانه‌هایی بود که به‌وسیلۀ ‌آن‌ها بتوان ادراک پدران از مشارکتشان در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان را تشخیص داد. تحلیل مصاحبه‌های پدران زندانی شرکت‌کننده به شناسایی 4 مضمونِ مشارکت کلی قبل از زندان، مشارکت پیش از زندان در آموزش، مشارکت در تعلیم و تربیت فرزندان و هویت پدرانه، 8 زیرمضمون و همچنین 30 نشانگر منتج شد. در مضمون مشارکت کلی قبل از زندان، 2 زیرمضمون شناسایی شده است: تعامل جمعی خانواده و حفظ انسجام خانواده، در مضمون مشارکت پیش از زندان در آموزش، 2 زیرمضمون تعامل با مدرسه و حمایت تحصیلی فرزندان، در مضمون مشارکت در تعلیم و تربیت فرزندان ، 2 زیرمضمون ضرورت آگاهی از امور مدرسه و تمایل فرزندان به مشارکت پدر و در مضمون هویت پدرانه، 2 زیرمضمون ایفای نقش پدرانه و تمایل به پدر خوب بودن قرار گرفته‏اند. در ادامه و در جدول‌ 2، نشانگرها، زیرمضمون‌ها و مضمون‌ها که به موضوع مورد بررسی ارتباط دارد آورده شده است.

 

جدول 2: مضمون، زیرمضمون‌ و نشانگرهای حاصل از کُدگذاری (سؤال اول)

 

مضمون

زیرمضمون

نشانگر

مشارکت کلی قبل از زندان

تعامل جمعی خانواده

-  همۀ کارها را با هم انجام می‌دادیم. فقط ما سه نفر بودیم، بنابراین تمام کارهایی را که ‌خانواده‌ها انجام می‌دهند با هم انجام می‌دادیم. با هم بازی کردیم، می‌رفتیم خرید، تلویزیون تماشا می‌کردیم.

-  راستش را بگویم، آنقدر که دوست داشتم درگیر نبودم. من با همسرم در یک خانه زندگی می‌کردم، اما همیشه بیرون بودم و کارهایی را انجام می‌دادم، بنابراین آنطور که باید آنجا نبودم.

حفظ انسجام خانواده

-  من یک پدر واقعی بودم. ما همه چیز را با هم ‌به‌عنوان یک خانواده انجام می‌دادیم، همانطور که شما انجام می‌دهید. ما هنوز هم ‌به‌عنوان یک خانواده کارها را انجام می‌دهیم.

-  من قبلاً همۀ کارها را انجام می‌دادم. با آن‌ها بازی کردم، آن‌ها را به تفریح بردم، هر کاری همسرم به من می‌گفت انجام می‌دادم.

-  با چهار بچه درگیر همه چیز بودم. همسرم کار می‌کرد و من بیکار بودم و همۀ کارهای مربوط به بچه‌ها را انجام می‌دادم. من نمی‌توانستم کاری پیدا کنم چون قبلاً هم زندان بودم و هیچ کس مرا نمی‌خواست. ما به‌خاطر پول گیر کردیم و من دوباره به زندان برگشتم.

مشارکت پیش از زندان در آموزش

تعامل با مدرسه

-   من یک پدر عملی درست و حسابی بودم. آن‌ها را به مدرسه بردم و برمی‌گرداندم. تکالیف را انجام می‌دادم و معلم را می‌دیدم. من کسی بودم که همیشه با معلم صحبت می‌کردم.   

-   همسرم همۀ کارها را می‌کرد و بچه‌ها را به مدرسه می‌برد و می‌آورد. او با معلم‌ها صحبت می‌کرد و اجازه نمی‌داد من به مدرسه نزدیک شوم. فکر کنید او واقعاً چقدر خجالت‌زده است

حمایت تحصیلی فرزندان

-   من بچه‌ها را به مدرسه می‌بردم و به خانه می‌آوردم. من کمک می‌کردم که هر تکلیفی که داشتند انجام دهند.

-   از نظر تکالیف و این چیزها کار زیادی انجام ندادم.

-   وقتی من وارد زندان شدم، دخترم هنوز به مدرسه نمی‌رفت، بنابراین هیچ کاری برای تحصیل او وجود نداشت که من انجام بدهم.

-   وقتی من به زندان افتادم دخترم تازه به دنیا آمده بود.

مشارکت در تعلیم و تربیت فرزندان

ضرورت آگاهی از امور مدرسه

-   من هر کاری از دستم بر می‌آید انجام می‌دهم.

-   او به من می‌گوید که چه چیزی می‌خواهد، اما وقتی برای ملاقات می‌آید چیزهای زیادی برای صحبت کردن وجود دارد و همه‌اش نمی‌تواند درمورد مدرسه صحبت کند.

-   تنها چیزی که من درمورد نحوۀ عملکرد او در مدرسه می‌دانم چیزهایی است که از مادرش می‌پرسم و از این بابت خوشحال نیستم.

تمایل فرزندان به مشارکت پدر

-   فکر نمی‌کنم، او بیشتر اوقات کل داستان را به من نمی‌گوید. او فقط آنچه را که فکر می‌کند می‌خواهم بشنوم به من می‌گوید و این خوب نیست، من باید بدانم او در مدرسه چه کار ‌می‌کند.

-   دخترم مدرسه را دوست ندارد، بنابراین چیز زیادی هم به من نمی‌گوید، فقط می‌گوید که خوب است و به هیچ مشکلی ندارد.

-   بچه‌ها درمورد مدرسه صحبت نمی‌کنند و دوست ندارند من درمورد آن بپرسم، آن‌ها می‌گویند چیزی برای گفتن وجود ندارد. گاهی اوقات آن‌ها به من می‌گویند که در مدرسه چه کار کرد‌ه‌اند، اما نه زیاد. وقتی برای ملاقات می آیند درمورد مدرسه صحبت نمی‌کنند.

-   او وقتی به ملاقات می‌آید درمورد مدرسه صحبت نمی‌کند. من واقعاً او را تحت فشار قرار می‌دهم، اما او هرگز چیز زیادی نمی‌گوید.

-   بچه‌ها دوست ندارند درمورد مدرسه صحبت کنند و برای آن‌ها خسته‌کننده است که با من در این مورد صحبت ‌می‌کنند.

هویت پدرانه

ایفای نقش پدرانه

-   من از زمانی که در زندان هستم چیزهای زیادی را از دست داده‌ام، مثل اولین روز مدرسه و کارهایی که او در این روز انجام ‌می‌دهد و دوستانی که دارد.

-   من پدر او هستم، بنابراین مطمئناً باید بدانم چه اتفاقی برای او می‌افتد و چگونه مدرسه‌اش پیش می‌رود.

-   من باید بدانم که او چه کار ‌می‌کند و باید بتوانم به او کمک کنم و کاری را که پدران دیگر انجام می‌دهند برایش انجام دهم.

-   من فقط می‌خواهم پدر او باشم و تمام کارهایی را که پدران بچه‌های دیگر انجام می‌دهند برای او انجام دهم.

-   من یک پدر هستم و درواقع حق دارم درمورد آن‌ها و نحوۀ عملکردشان در مدرسه چیزهایی را بدانم.

تمایل به پدر خوب بودن

-   دیدن آن‌ها برای من خیلی فرق دارد. احساس می‌کنم دوباره یک پدر مفید هستم نه اینکه فقط کسی که آن طرف تلفن است.

-   من سعی می‌کنم به آن‌ها نشان دهم که می‌توانم پدر خوبی برایشان باشم و آن‌ها می‌توانند به من ‌به‌عنوان یک پدر اعتماد کنند.

-   دیدن او به من یادآوری ‌می‌کند که باید خوب باشم . دلم می‌خواهد زودتر بیرون بروم و با او باشم و یک پدر مناسب باشم.

-   اگرچه من او را نمی‌بینم، اما من پدر او هستم و می‌خواهم سعی کنم بهترین پدری که می‌توانم برای او باشم.

-   من باید احساس پدر بودن داشته باشم و آن‌ها باید ببینند که من پدرشان هستم.

 

مضامین اصلی شناسایی‌شده از تحلیل انجام‌شده در ارتباط با این پرسش ‌عبارت‌اند از:

  1. مشارکت کلی قبل از زندان

این مؤلفه ‌به‌عنوان سطوح مشارکت هر زندانی در زندگی گسترده‌تر (غیرآموزشی) فرزند/ فرزندانش قبل از ورود به زندان (به استثنای مشارکت در آموزش آن‌ها) تعریف می‌شود. برای برخی، مشارکت از پوشیدن لباس مدرسه در صبح تا خواباندن آن‌ها در شب متغیر است. برای برخی دیگر، رسیدگی به امور فرزندان با دورکاری یا ساعات طولانی کار محدود می‌شد.

  1. مشارکت پیش از زندان در آموزش

این مؤلفه ‌به‌عنوان میزان مشارکت این گروه از پدران در آموزش فرزندان خود قبل از زندان و درک آن‌ها از اصطلاح مشارکت آموزشی تعریف می‌شود.

  1. مشارکت در تعلیم و تربیت فرزندان

این مؤلفه به این معناست که هر پدر زندانی چقدر در آموزش فرزند خود نقش داشته است.

  1. هویت پدرانه

این مؤلفه ‌به‌عنوان چالش‌هایی که پدران زندانی برای حفظ هویت خود ‌به‌عنوان پدر در محیط زندان تجربه می‌کنند، تعریف می‌شود.

 

2) ادراک مادران کودکان دارای پدر زندانی از مشارکت پدر در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان چگونه است؟

پس از انجام مصاحبه‌ها و تحلیل ‌آن‌ها عبارات و تعابیری که مادران شرکت‏کننده در خصوص ادراکشان از مشارکت پدر در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان ارائه کرده بودند استخراج شد. در جدول 3، نمونه‏هایی از عبارات و تعابیر شرکت‏کنندگان آمده است:

 

جدول 3: نمونه عبارات و تعابیر مادران شرکت‏کننده درخصوص ادراکشان

از مشارکت پدر در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان

شرکت‌کننده

عبارات و تعابیر

1

بهتر است او را رها می‌کردند من نمی‌توانم هیچ کاری انجام دهم، زیرا هر روز بچه‌ها را به مدرسه می‌برم و آن‌ها را سرپرستی می‌کنم و هیچ راهی وجود ندارد که من به امور مربوط به خودم برسم.

5

خیلی وقت بود که اوضاع خیلی بد شده بود، اما ما برای بچه‌ها کنار هم مانده بودیم.

6

بعضی از ماه‌ها وضعیتم بهتر از بقیۀ ماه‌هاست، بنابراین ممکن است چند بار ملاقات بروم، گاهی اوقات اصلاً نمی‌آیم چون پول کافی ندارم.

8

بله، من تا جایی که می‌توانم به ملاقات می‌روم. ولی واقعاً سخت است چون ماشین نداریم و من تمام وقتم صرف این می‌شود که چطور با پول کم‌تری به زندان برسم.

3

نکتۀ مهم این است که رسیدن به زندان هزینۀ زیادی دارد، اما ارزشش را دارد.

6

من نمی‌توانم همۀ بچه‌ها را هر هفته بیاورم به ملاقات.

9

بله، آن‌ها هر هفته با من می‌آیند، بنابراین هر هفته یک روز مدرسه را از دست می‌دهند. ولی من فکر می کنم آن‌ها به ملاقات با پدرشان نیاز دارند و باید او را ببینند.  

7

معلم و مدیر مدرسه خیلی دوست ندارند که پسرم مدرسه را به‌خاطر ملاقات پدرش از دست بدهد.

11

نتوانستم خودم را راضی کنم که آن‌ها را ملاقات ببرم، آن‌ها هرگز من را نمی‌بخشند!

10

فکر می‌کنم آن‌ها را بیاورم. من نمی‌توانم جلوی دیدن پدرشان را بگیرم. این همه چیز را بدتر می‌کند.

 

در بررسی این پرسش پژوهش، پژوهشگر به دنبال یافتن علائم و نشانه‏هایی بود که به‌وسیلۀ آن‏ها بتوان ادراک مادران از مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان را تشخیص داد. تحلیل مصاحبه‏های مادران شرکت‌کننده به شناسایی 8 مضمونِ فداکاری شخصی، از دست دادن مدرسه، آسیب‌پذیری کودکان، شهرت و آبرو، وحدت خانواده، دخالت پیش از زندان، اطلاع‌رسانی به مدرسه و درگیری و مشارکت پدر، 16 زیرمضمون و همچنین 52 نشانگر منجر شد. در مضمون فداکاری شخصی، 2 زیرمضمون شناسایی شده است: پر کردن خلأ حضور پدر و تحمل فشار مالی و در مضمون ازدست دادن مدرسه، 2 زیرمضمون عدم رضایت اولیای مدرسه و اهمیت مدرسه، در مضمون آسیب‌پذیری کودکان، 2 زیرمضمون ملاقات آسیب‌زا و روحیۀ شکننده‌؛ در مضمون شهرت و آبرو، 2 زیرمضمون عدم تمایل به مطلع ساختن کودکان و عدم تمایل به ارتباط با مدرسه؛ در مضمون وحدت خانواده، 2 زیرمضمون ضرورت تعامل با پدر و انسجام خانواده؛ در مضمون دخالت پیش از زندان، 2 زیرمضمون حضور ‌مؤثر پدر و حمایت پدرانه؛ در مضمون اطلاع‌رسانی به مدرسه، 2 زیرمضمون ضرورت آگاهی مدرسه و مسائل عدم اطلاع مدرسه و در مضمون درگیری و مشارکت پدر، 2 زیرمضمون ضرورت مشارکت پدر و عدم تمایل به مداخلۀ پدر قرار گرفته‏اند. در ادامه و در جدول 4، نشانگرها، زیر‏مضمون‌ها و مضمون‌ها که به موضوع مورد بررسی ارتباط دارد، آورده شده است.

 

جدول4: مضمون، زیرمضمون‌ و نشانگرهای حاصل از کُدگذاری

(پرسش دوم)

مضمون

زیرمضمون

نشانگر

فداکاری شخصی

پر کردن خلأ حضور پدر

-   بهتر است او را رها می‌کردند من نمی‌توانم هیچ کاری انجام دهم، زیرا هر روز بچه‌ها را به مدرسه می‌برم و آن‌ها را سرپرستی می‌کنم و هیچ راهی وجود ندارد که من به امور مربوط به خودم برسم.

-   خیلی وقت بود که اوضاع خیلی بد شده بود، اما ما برای بچه‌ها کنار هم مانده بودیم.

تحمل فشار مالی

-   بعضی از ماه‌ها وضعیتم بهتر از بقیۀ ماه‌هاست، بنابراین ممکن است چند بار ملاقات بروم، گاهی اوقات اصلاً نمی‌آیم چون پول کافی ندارم.

-   بله، من تا جایی که می‌توانم به ملاقات می‌روم. ولی واقعاً سخت است چون ماشین نداریم و من تمام وقتم صرف این می‌شود که چطور با پول کم‌تری به زندان برسم.

-   نکتۀ مهم این است که رسیدن به زندان هزینۀ زیادی دارد، اما ارزشش را دارد.

-   من نمی‌توانم همۀ بچه‌ها را هر هفته بیاورم به ملاقات.

 

از دست دادن مدرسه

عدم رضایت اولیای مدرسه

-   معلم و مدیر مدرسه خیلی دوست ندارند که پسرم مدرسه را به‌خاطر ملاقات پدرش از دست بدهد.

-   من به مدیر می‌گویم که بچه‌ها را از مدرسه می‌برم تا پدرشان را ملاقات کنند، اما رئیس مدرسه نگران حضور بچه‌ها در مدرسه است و همیشه هم همین را می‌گوید.

اهمیت مدرسه

-   بله، آن‌ها هر هفته با من می‌آیند، بنابراین هر هفته یک روز مدرسه را از دست می‌دهند. ولی من فکر می‌کنم آن‌ها به ملاقات با پدرشان نیاز دارند و باید او را ببینند.  

-   من برای هر بار ملاقات باید آن‌ها را از مدرسه بردارم و آن‌ها چیزهایی را در این بین از دست می‌دهند که به ضررشان خواهد بود و من اصلاً از این کار راضی نیستم.

-   من دوست ندارم آن‌ها از مدرسه برای ملاقات بیرون بیایند. چرا باید مدرسه را از دست بدهند تا بیایند و او را ملاقات کنند؟ به هر حال این شرایط تقصیر اوست.

آسیب‌پذیری کودکان

ملاقات آسیب‌زا

-   من تقریباً هر هفته به ملاقات می‌روم اگر چه دوست ندارم پسرم را با این کار تنها بگذارم.

-   بله، ما تا جایی که می‌توانیم به ملاقات می‌رویم اگرچه این کار خیلی سخته.

-   نتوانستم خودم را راضی کنم که آن‌ها را ملاقات ببرم، آن‌ها هرگز من را نمی‌بخشند!

-   من همین امروز آن‌ها را ملاقات بردم.

روحیۀ شکننده

-   باباش نمی‌خواد او بیاد و دوست نداره اونو توی زندان ببینه. او می‌خواهد بچه‌ام فکر کنه که باباش جایی داره کار می‌کنه.

-   نه، آن‌ها به اینجا نمی‌آیند و نمی‌دانند که او اینجاست. من نمی‌خواهم آن‌ها به چنین جایی بیایند.

-   فکر می‌کنم آن‌ها را بیاورم. من نمی‌توانم جلوی دیدن پدرشان را بگیرم. این همه چیز را بدتر می‌کند.

-   تنها دلیلی که من و بچه‌ها به ملاقات می‌آییم خود بچه‌ها هستند وگرنه من برای او اینکار رو نمی‌کنم.

-   هر کاری از دستم بر بیاد انجام می‌دم. من هرگز بچه‌ها را عمداً نیاوردم.

شهرت، آبرو

عدم تمایل به مطلع ساختن کودکان

-   باید به آن‌ها می‌گفتم که پدرشان در زندان است و برای مدت طولانی در زندان خواهد بود.

-   باباش نمی‌خواد که پسرم بیاد. او نمی‌خواهد پسرم او را در این وضعیت ببیند.

عدم تمایل به ارتباط با مدرسه

-   باید به مدرسه بروم و به آن‌ها بگویم و این واقعاً شرم‌آور بود.

-   راستشو بگویم، من آن را به تعویق انداختم چون نمی‌دانستم چه بگویم یا چطور بگویم.

-   دفعۀ بعد که برای ملاقات رفتم، به او گفتم که می‌خوام به مدرسه بگم و او دیوانه شد و گفت نکنه به کسی کار لعنتی من رو بگی. چرا مدرسه باید بداند.

-   می‌توانم ببینم که فکر می‌کنند ما چه تفاله‌هایی هستیم.

وحدت خانواده

ضرورت تعامل با پدر

-   هرچند ارزشش را دارد چون آن‌ها او را می‌بینند و او می‌داند که به او فکر ‌می‌کنند و می‌خواهند او را ببینند. او احساس ‌می‌کند که مورد علاقه و مراقبت است.

-   هر چقدر فکر می‌کنم آن‌ها را نیاورم،من نمی‌توانم جلوی آن‌ها را بگیرم که پدرشان را نبینند. این کار فقط همه چیز را بدتر ‌می‌کند.

-   این تنها دلیلی است که ما می‌آییم و من این کار را برای بچه‌ها انجام می‌دهم نه برای او.

انسجام خانواده

-   فکر می‌کنم این چیز خوبی است با توجه به اینکه برخی از بچه‌ها پدر ندارند و برخی مادر و پدرشان دیگر با هم نیستند.

-   من باید همه سعی‌ام را بکنم که خودمان را ‌به‌عنوان یک خانواده کنار هم نگه دارم.

دخالت پیش از زندان

حضور ‌مؤثر پدر

-   بله، او یک پدر تمام‌وقت برای آن‌ها بود.

-   بله، او پدر خوبی بود و من از او انتظار داشتم که همه چیز را در خانه انجام دهد.

-   او همیشه به مدرسه می‌رفت و اگر مشکلی بود با معلم‌ها صحبت می‌کرد.

حمایت پدرانه

-   او پدر آن‌ها بود او تمام کارهایی را که پدران انجام می‌دهند انجام می‌داد ... ما قبلاً همۀ کارها را با هم ‌به‌عنوان یک خانواده انجام می‌دادیم.

-   او کارهای زیادی برای آن‌ها انجام می‌داد.

-   او بچه‌ها را به مدرسه می‌برد و به ملاقات معلم‌هایشان می‌رفت.

-   از پسرم دربارۀ روزش و کارهایی که انجام می‌داد می‌پرسید و گاهی او را به مدرسه می‌برد و می‌آورد.

-   وقتی به زندان رفت به من کمک کرد تا انتخاب کنم که می‌خواهیم پسرمان را به کدام مدرسه بفرستیم.

اطلاع‌رسانی به مدرسه

 

ضرورت آگاهی مدرسه

-   بله، رفتم و به محض این اتفاق به مدیر مدرسه گفتم.

-   بله، مدرسه می‌داند. من به آن‌ها گفتم و فکر می‌کردم بهتر است قبل از اینکه از دیگران بشنوند خودم بگویم.

-   بله، به آن‌ها گفتم، اما از ‌آن‌ها خواستم که به بچه‌ها نگویند. من نمی‌خواهم بچه‌ها بدانند.

-   راستش را بگویم، من به مدرسه هنوز نگفته‌ام چون نمی‌دانستم چه بگویم یا چطور بگویم.

-   به آن‌ها گفتم، آن‌ها باید بدانند. من فقط باید به مدرسه می‌رفتم و به آن‌ها می‌گفتم که وضعیت چطور است، دروغ گفتن فایده‌ای ندارد و کمکی نمی‌کند.

مسائل عدم اطلاع مدرسه

-   اگر مدرسه نمی‌دانست، نصف کمکی را که دریافت کردم، دریافت نمی‌کردم.

-   به آن‌ها گفتم چون اگر آن‌ها نمی‌دانستند و بعداً متوجه می‌شدند من به مشکل می‌خوردم.

درگیری و مشارکت پدر

ضرورت مشارکت پدر

-   دوست دارم او همچنان درگیر امور بچه‌ها باشد.

-   او دوست دارد از کارهایی که بچه‌ها انجام می‌دهند مطلع باشد و خیلی تلاش ‌می‌کند تا این کار را انجام دهد و از چیزهایی که در مدرسه اتفاق می‌افتد باخبر شود.

عدم تمایل به مداخلۀ پدر

-   متأسفم. او قبل از اینکه وارد زندان شود هم هرگز برای آن‌ها کاری نکرده است، بنابراین شک دارم که اینجا تغییر کند! فکر می‌کنم وقتی برای ملاقات می‌آیند چیزی برای صحبت کردن با آن‌ها ندارد.

-   من این کار را نمی‌کنم، چون بچه‌ها نمی‌دانند که او اینجاست و نمی‌آیند و ملاقات نمی‌کنند، بنابراین به هر حال فایده‌ای زیادی هم نخواهد داشت.

-   فرض کنید، اگر کتاب مدرسه یا تکالیفی را که انجام می‌دادند با خودشان در زمان ملاقات می‌آوردند، می‌توانستند درمورد آن با او صحبت کنند. مسئله این است که او هرگز نمی‌پرسد؛ اما اگر آن‌ها چیزی بیاورند او مجبور می‌شود درموردش با آن‌ها صحبت کند.

-   وقتی بچه‌ها وارد زندان می‌شوند درمورد مدرسه صحبت نمی‌کنند. او همیشه می‌پرسد، اما آن‌ها فقط می‌گویند «چیزی نیست» یا «اشکال ندارد» و او نمی‌داند چه چیزی باید از آن‌ها بپرسد.

 

مضامین اصلی شناسایی‌شده از تحلیل انجام‌شده در ارتباط با این پرسش ‌عبارت‌اند از:

  1. فداکاری شخصی

فداکاری شخصی توسط مادران به دو صورت تعریف شده است: اولاً، فداکاری گسترده‌تر خانواده از نظر روابط؛ و ثانیاً، فداکاری‌های خاص. برای مثال فداکاری شخصی آن‌ها ‌به‌عنوان مادر / شریک زندگی / شریک سابق پدران زندانی.

  1. از دست دادن مدرسه

این مؤلفه درخصوص کودکانی مطرح می‌شود که به‌طور منظم نیم روز یا یک روز از مدرسه را برای ملاقات با پدر خود غیبت ‌می‌کنند. برخی از پاسخ‌های مادران به نگرانی‌های شخصی آن‌ها درمورد رفاه و تحصیل فرزندانشان مربوط می‌شود و برخی دیگر به بازخورد دریافتی از مدرسه در هنگام اطلاع دادن به آن‌ها مربوط می‌شود.

  1. آسیب‌پذیری کودکان

این کد نشان ‌می‌دهد که آیا یک کودک مجاز است با پدر زندانی خود ملاقات کند یا خیر؟ روند بازدید از زندان به‌صورت کلی و تا حدودی روند بازدید کودکان از زندان تا به امروز از طرف محققان مورد توجه قرار گرفته است(Codd, 2008: 258; Dixey & Woodall, 2012: 32; Ronay, 2011: 196 ). و این روند رو به رشد است. اهمیت ملاقات با زندانیان همچنان مورد توجه قرار دارد و اجماع عمومی بر این است که در اکثر موارد، بازدید از زندان به‌ویژه برای زندانیان و ‌خانواده‌های آن‌ها مفید است.

  1. شهرت و آبرو

این مؤلفه ‌به‌عنوان شهرت و آبروی زندانی و خانواده‌اش در جامعه و مدرسۀ کودک تعریف شده است. در این رابطه به خجالت و شرم اشاره می‌شود.

  1. وحدت خانواده

این مؤلفه ‌به‌عنوان نیاز مادر به نگه داشتن ‌خانواده‌ها در کنار هم، علی‌رغم سایۀ حبس، به‌خاطر خانواده و به‌ویژه اغلب به‌خاطر فرزندان، تعریف می‌شود.

  1. دخالت پیش از زندان

این مؤلفه به بررسی نقش زندانیان در زندگی و تحصیل فرزندان خود قبل از حبس می‌پردازد. این امر برای به‌دست آوردن تصویری منسجم از ظرفیت مشارکت پدران زندانی در آموزش فرزندشان ضروری است.

  1. اطلاع‌رسانی به مدرسه

این کد به این صورت تعریف می‌شود که آیا مادران، مدارس را از زندانی شدن پدر و فرایند آن مطلع کرده‌اند. علاوه بر این، به آن می‌پردازد که آیا آن‌ها احساس ‌می‌کنند مهم است که مدرسه بداند.

  1. درگیری و مشارکت پدر

این مؤلفه ‌به‌عنوان داده‌های ارائه‌شده توسط مادران در رابطه با اینکه آیا آن‌ها از مشارکت مستقیم پدر زندانی در آموزش فرزندان خود استقبال ‌می‌کنند یا خیر، تعریف می‌شود.

 

3) ادراک اولیای مدرسه از مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان چگونه است؟

پس از انجام مصاحبه‌ها و تحلیل ‌آن‌ها، عبارات و تعابیری که معلمان درخصوص ادراک اولیای مدرسه از مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان ارائه کرده بودند استخراج شد. در جدول 5، نمونه‏هایی از عبارات و تعابیر معلمان شرکت‏کننده آمده است:

 

 

جدول 5: نمونۀ عبارات و تعابیر معلمان درخصوص ادراک اولیای مدرسه از مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان

شرکت‌کننده

عبارات و تعابیر

1

اگر یکی از والدین بچه‌ها در زندان باشد، متأسفانه اغلب به ما گفته نمی‌شود، یا به‌طور تصادفی متوجه می‌شویم نه از طریق مسیرهای رسمی.

5

اینکه به ما گفته شود که والدین کدام بچه‌ها در زندان هستند، فقط یک شانس است. ما همیشه به والدین می‌گوییم که صحبت درمورد هر نوع تغییر در شرایط شخصی کودک که ممکن است بر زندگی او در مدرسه ‌تأثیر داشته باشد مهم است و باید مدرسه و معلم در جریان باشند و اطلاع دهند، اما گاهی اوقات آن‌ها این کار را ‌می‌کنند و اغلب این اتفاق نمی‌افتد.

6

با این حال، اغلب ما در بی‌اطلاعی از وضعیت بچه‌ها کار می‌کنیم، یا فقط با اطلاعات اندک جمع‌آوری‌شده از خود بچه‌ها یا والدین کار تربیتی خود را انجام می‌دهیم.

8

هرگز، من زندانی بودن والدین را بسیار وحشتناک می‌دانم.

3

هیچ کس به ما نمی‌گوید که شما از وضعیت بچه‌ها چیزی نپرسید.

6

من احساس می‌کنم حق داریم بدانیم.

9

نباید منتظر باشیم که ‌خانواده‌ها به ما بگویند، بلکه باید سیستمی وجود داشته باشد که به‌طور خودکار ما از وضعیت بچه‌ها مطلع شویم.

7

‌خانواده‌ها هرگز نمی‌خواهند ما بدانیم.

11

ما می‌دانیم که چه زمانی آن‌ها خارج از شخصیت واقعی‌شان عمل ‌می‌کنند و می‌توانیم از ‌آن‌ها به خوبی حمایت کنیم.

4

بله، ممکن است آن‌ها گوشه‌گیر باشند یا گریه کنند یا با دوستان خود درگیر شوند. بسیار حساس هستند و واقعاً روی کار خود متمرکز نیستند.

10

او تمام لذت خود را از مدرسه از دست داد و به کودکی متفاوت تبدیل شد.

12

رفتار این بچه، یک کابوس بود که با بازگشت پدرش بدتر می‌شد.

14

ما نیازمند یک هماهنگ‌کنندۀ خانه، مدرسه و محله هستیم که او از خانه بازدید کند.

 

علامت و نشانه، موجودیتی است که وجود یا وقوع آن می‏تواند احتمال وقوع چیز دیگری را نشان ‌دهد. در بررسی این پرسش پژوهش، پژوهشگر به دنبال یافتن علائم و نشانه‏هایی بود که به‌وسیلۀ آن‏ها بتوان ادراک اولیای مدرسه از مشارکت پدران زندانی در فرایند آموزش مدرسه‌ای فرزندانشان را تشخیص داد. تحلیل مصاحبه‏های معلمان شرکت‌کننده به شناسایی چهار مضمونِ مدرسۀ غیرمطلع، تعاملات رفتاری ‌دانش‌آموزان، افشاگری جامعۀ محلی و آموزش پرسنل مدرسه، 9 زیرمضمون و همچنین 29 نشانگر منجر شد. در مضمون مدرسۀ غیرمطلع، 3 زیرمضمون شناسایی شده است: فقدان سیستم اطلاع‌رسانی رسمی، خوداظهاری دانش‌آموز /خانواده و پنهان‌کاری خانواده و در مضمون تعاملات رفتاری ‌دانش‌آموزان، 2 زیرمضمون رفتار پدرمآبانۀ دانش‌آموز و عدم کنترل هیجانات و در مضمون افشاگری جامعۀ محلی، 2 زیرمضمون محدودیت‌های محلی و ضرورت مددکاری اجتماعی و در مضمون آموزش پرسنل مدرسه، 2 زیرمضمون دریافت آموزش تخصصی و دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های راهنما قرار گرفته‏اند. در ادامه و در جدول 6، نشانگرها، زیر‏مضمون‌ها و مضمون‌ها که به موضوع مورد بررسی ارتباط دارد، آورده شده است.

 

جدول 6: مضمون، زیرمضمون‌ و نشانگرهای حاصل از کُدگذاری (پرسش سوم)

 

مضمون

زیرمضمون

نشانگر

مدرسۀ غیرمطلع

فقدان سیستم اطلاع‌رسانی رسمی

-   اگر یکی از والدین بچه‌ها در زندان باشد، متأسفانه اغلب به ما گفته نمی‌شود، یا به‌طور تصادفی متوجه می‌شویم نه از طریق مسیرهای رسمی.

-   اینکه به ما گفته شود که والدین کدام بچه‌ها در زندان هستند، فقط یک شانس است. ما همیشه به والدین می‌گوییم که صحبت درمورد هر نوع تغییر در شرایط شخصی کودک که ممکن است بر زندگی او در مدرسه ‌تأثیر داشته باشد مهم است و باید مدرسه و معلم در جریان باشنداطلاع دهند، اما گاهی اوقات آن‌ها این کار را ‌می‌کنند و اغلب این اتفاق نمی‌افتد.

-   نباید منتظر باشیم که ‌خانواده‌ها به ما بگویند، بلکه باید سیستمی وجود داشته باشد که به‌طور خودکار ما از وضعیت بچه‌ها مطلع شویم.

-   من احساس می‌کنم حق داریم بدانیم.

-   این 3 موردی است که من درمورد آن‌ها می‌دانم قطعاً در گذشته افراد دیگری نیز وجود داشته‌اند.

خوداظهاری دانش‌آموز /خانواده

-   با این حال، اغلب ما در بی‌اطلاعی از وضعیت بچه‌ها کار می‌کنیم، یا فقط با اطلاعات اندک جمع‌آوری‌شده از خود بچه‌ها یا والدین کار تربیتی خود را انجام می‌دهیم.

-   هیچ کس به ما نمی‌گوید که شما از وضعیت بچه‌ها چیزی نپرسید.

-   هرگز، من زندانی بودن والدین را بسیار وحشتناک می‌دانم.

پنهان‌کاری خانواده

-   ‌خانواده‌ها هرگز نمی‌خواهند ما بدانیم.

-   شرط می‌بندم که احتمالاً بچه‌های دیگری هم وجود دارند که ما از آن‌ها اطلاعی نداریم، زیرا مادر یا خانواده آنقدر ترس دارند که به ما نمی‌گویند.

تعاملات رفتاری ‌دانش‌آموزان

رفتار پدرمآبانۀ دانش‌آموز

-   ما با پسر بزرگ‌تر مشکل زیادی داشتیم، چون پدرش ناگهان از زندان برگشت و رفتارش کاملاً از بین رفت. او پدرش شده بود، زمانی که پدرش در زندان بود.

-   ما می‌دانیم که چه زمانی آن‌ها خارج از شخصیت واقعی‌شان عمل ‌می‌کنند و می‌توانیم از ‌آن‌ها به خوبی حمایت کنیم.

عدم کنترل هیجانات

-   گاهی اوقات کودک به ما سرنخی ‌می‌دهد، برای مثال: پدرم رفته است، یا اینکه مادرشان غمگین است، ممکن است رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهند یا ممکن است روزهایی که قرار است ملاقات داشته باشند رفتارهای خاصی از خودشان نشان دهند.

-   بله، ممکن است آن‌ها گوشه‌گیر باشند یا گریه کنند یا با دوستان خود درگیر شوند. بسیار حساس هستند و واقعاً روی کار خود متمرکز نیستند.

-   او تمام لذت خود را از مدرسه از دست داد و به کودکی متفاوت تبدیل شد.

-   رفتار این بچه، یک کابوس بود که با بازگشت پدرش بدتر می‌شد.

افشاگری جامعه محلی

محدودیت‌های محلی

-   من در محله‌ای زندگی می‌کنم که این بچه در آنجا زندگی ‌می‌کند و به‌طور اتفاقی متوجه زندانی شدن پدرش شدم.

-   این یک جامعه نسبتاً کوچک است که در آن افراد با هم معاشرت می‌کنند و بنابراین این چیزی نیست که یک خانواده مایل به اعتراف به آن باشد.

ضرورت مددکاری اجتماعی

-   ما نیازمند یک هماهنگ‌کنندۀ خانه، مدرسه و محله هستیم که او از خانه بازدید کند.

-   گاهی والدین به‌ویژه مادران تمایل دارند به مدرسه بیایند و صحبت کنند.

آموزش پرسنل مدرسه

دریافت آموزش تخصصی

-   ما همیشه بسیار مشتاق هستیم که با افرادی صحبت کنیم که دانش تخصصی در تمام زمینه‌های مرتبط با نیازهای فرزندان ما دارند. این حوزه‌ای است که هیچ یک از ما در آن متخصص نیستیم ... نمی‌دانم آیا چیزی وجود دارد؟ من فکر می‌کنم آموزش ما در این زمینه ممکن است مفید باشد.   

-   من مطمئن نیستم که کسی در مدرسه مهارت انجام این کار را داشته باشد، اما باید افرادی در مدرسه باشند که بتوانند این کار را انجام دهند.

-   ما هیچ آموزشی ندیده‌ایم، بنابراین واقعاً نمی‌دانیم چه بگوییم و چه کار کنیم.

-   این یک نیاز مانند نیازهای آموزشی و معلولیت‌های ویژه یا یک مسئلۀ بهداشتی است، اما خاموش و پنهان است. ما نمی‌توانیم آن را ببینیم، بنابراین ممکن است درمورد آن ندانیم و بنابراین نمی‌توانیم کمک کنیم.

-   ما متخصص نیستیم، اما می‌خواهیم تمام تلاش خود را برای کمک به این کودکان انجام دهیم . مطمئناً برای همین اینجا هستیم.

-   صحبت کردن درمورد این موضوع باعث شد ببینم که ما هیچ کار ساختاری انجام نمی‌دهیم و لازم است آموزش‌هایی در این زمینه دریافت کنیم.

دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های راهنما

-   من فکر می کنم دستورالعمل‌ها واقعاً مفید خواهند بود، بالاخص برای معلمان جدید.

-   با این حال، ما می‌خواهیم کمک کنیم اما ما همیشه آنقدر که باید برای کمک کردن مجهز نیستیم.

-   باید یک برنامۀ ویژه برای آن‌ها وجود داشته باشد.

 

مضامین اصلی شناسایی‌شده از تحلیل انجام‌شده در ارتباط با این پرسش ‌عبارت‌اند از:

  1. مدرسۀ غیرمطلع

‌به‌عنوان عدم اطلاع مدارس از زندانی شدن پدر کودک تعریف شده است. در این خصوص هر یک از معلمان نشان دادند که هیچ گونه اطلاعی از تعداد فرزندان با پدر زندانی ندارند. آن‌ها احساس می‌کردند که داشتن این اطلاعات مهم است و باید به آن‌ها اطلاع داده می‌شد. با این حال، می‌توان استدلال کرد که این امر می‌تواند چالش‌هایی را برای مادران این کودکان نیز ایجاد کند، که ممکن است دوست نداشته باشند مدارس بدانند یا ممکن است در گفتن آن‌ها احساس ناراحتی کنند(Morgan et al., 2011: 201).

  1. تعاملات رفتاری ‌دانش‌آموزان

این موضوع ‌به‌عنوان رفتارهایی است که کودکان پس از زندانی شدن والدین از خود نشان می‌دهند. رفتار کودکان ممکن است در نتیجۀ تغییر قابل توجه در وضعیت پدرشان در شرایط شخصی آن‌ها تغییر ایجاد کند. همچنین گفتنی است که این تغییر در برخی موارد می‌تواند مثبت باشد. معلمان مدارس نشان دادند که تغییر مشخص در رفتار، شناسایی زودهنگام این دسته از کودکان را تسهیل ‌می‌کند.

  1. افشاگری جامعۀ محلی

این مؤلفه ‌به‌عنوان افراد اطراف خانواده تعریف می‌شود. درواقع آن‌هایی که در مدرسه و منطقه و محلی هستند که ممکن است از خانواده و شرایط آن‌ها آگاهی داشته باشند. این اصطلاح به بافت اجتماعی گسترده‌تر خانواده اشاره دارد. غالباً آن‌ها درمورد خانواده و مادر و کودک قضاوت‌هایی را انجام می‌دهند. گرچه در برخی از موارد این جامعه و پذیرش و پشتیبانی آن ‌تأثیر مثبت قابل‌توجهی بر خانواده دارد.

  1. آموزش پرسنل مدرسه

این مؤلفه را می‌توان ‌به‌عنوان توسعۀ شخصی معلمان و حمایت عملی از تمام مدارسی که با کودکان و ‌خانواده‌های زندانیان درگیرند تعریف کرد. آموزش معلمان بخش اساسی از نقش ‌آن‌ها در کار با فرزندان زندانیان و تسهیل مشارکت پدر در آموزش است. توسعۀ حرفه‌ای مستمر در نقش همۀ معلمان ‌تأثیر اساسی دارد.

 

نتیجه‌

یافته‌های حاصل از تحلیل مصاحبه‌های انجام‌شده در این مطالعه تبیین کرد که پدران زندانی چشم‌انداز بسیار روشنی برای مشارکت خود در آموزش فرزندشان در دوران حبس متصور بودند. اگرچه دید آن‌ها روشن بود، اما در جریان مصاحبه‌ها کم‌تر به سطح سواد یا مهارت‌های تحصیلی خودشان اشاره داشتند. با این حال، این مقولات توسط مادران ‌به‌عنوان یک موضوع بالقوه در نحوۀ تعامل و ارتباط پدران با فرزندانشان مورد توجه قرار گرفت. توجه به این نکته حائز اهمیت است که سطح سواد متفاوت در میان زندانیان موضوعی است که به صورت بالقوه می‌تواند بر ماهیت مشارکت پدران زندانی در فرایندهای آموزشی فرزندانشان ‌تأثیر بگذارد. با نظر به اینکه پدران زندانی، علی‌رغم محدودیت‌ها، تمایل به مشارکت در آموزش فرزندانشان دارند. این امر می‌تواند از منظر نظریۀ یادگیری اجتماعی (تقلید)، الگوی مثبتی برای فرزندان ایجاد کند و آن‌ها را به ادامه تحصیل و یادگیری ترغیب کند. در همین راستا برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای پدران زندانی می‌تواند به بهبود الگوهای رفتاری ‌آن‌ها کمک کند که به نوبۀ خود بر رفتار و نگرش فرزندانشان ‌تأثیر مثبت خواهد گذاشت.

در مصاحبه‌ها مادران ‌تأکید کردند که پدران به‌ندرت درک روشنی از ساختار زندگی مدرسه یا محتوای برنامۀ درسی دارند. شیوه‌های آموزشی کنونی در زندان‌ها به‌دلیل محدودیت‌های زمانی و مالی که بر ‌آن‌ها اعمال می‌شود، دامنۀ نسبتاً محدودی شامل آموزش‌های سواد‌آموزی و دوره‌های رسمی تحصیلی دارد. این در حالی است که پدران زندانی به طیف وسیعی از دوره‌ها ازجمله دوره‌هایی برای توسعۀ نقش خود ‌به‌عنوان پدر و تقویت هویت خود با این نقش نیاز دارند. برای اینکه پدران زندانی در تعلیم و تربیت فرزند خود شرکت کنند، لازم است سیاست آموزشی در داخل زندان، بر برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای پدران درخصوص نحوۀ مشارکتشان در آموزش فرزندان متمرکز شود. داده‌های جمع‌آوری‌شده در این مطالعه موانعی را برای هویت‌بخشی به نقش پدری شناسایی کردند. یافته‌ها نشان داد که نقش خانواده در شکل‌گیری هویت والدینی پدر زندانی بسیار مهم است و براساس ‌نظریۀ معاشرت ترجیحی (‌هم‌نشینی افتراقی) اهمیت ارتباط مستمر پدران زندانی با خانواده و مدرسه باید مورد ‌تأکید قرار گیرد تا با ایجاد فرصت‌هایی برای این ارتباط بتواند بر نگرش و رفتار پدر زندانی ‌تأثیر مثبت بگذارد و به تقویت نقش پدری و بهبود وضعیت تحصیلی فرزندان کمک کند. با توجه به این موضوع، می‌توان استدلال کرد که هم نظام عدالت کیفری و هم نظام آموزشی باید حمایت خود را برای ایجاد هویت پدری جدید برای پدران زندانی افزایش دهند و به دنبال تصویب قوانین، مقررات و دستورالعمل‌هایی باشند که بتواند این مهم را به سرانجام برساند.

در مصاحبه با معلمان مشخص شد که مدارس فاقد درک اساسی از نیازهای کودکان دارای پدر زندانی هستند. ‌آن‌ها این موضوع را مورد ‌تأکید قرار دادند که مدارس از وضعیت فرزندان زندانیان، آگاهی کامل ندارند. مصاحبه‌ها در این پژوهش با سه گروه از ذینفعان، تبیین کرد که مدارس در سطوح بسیار متفاوتی از نظر توجه به رشد این گروه از کودکان قرار دارند. بررسی‌ها همچنین نشان داد که تعداد کمی از مدارس در موقعیت مناسبی برای حمایت از این گروه از کودکان، مادران و خانوادۀ ‌آن‌ها قرار دارند. با وجود این، تعدادی از آن‌ها نمونه‌های مثبتی از عملکرد مناسب را نشان دادند. از جملۀ این موارد می‌توان به برقراری ارتباط مستقیم با پدر زندانی، درک ضرورت غیبت کودک از مدرسه برای ملاقات با پدرش و ایجاد فرصت‌هایی برای جبران عقب‌ماندگی تحصیلی ناشی از این غیبت‌ها اشاره کرد. از دیدگاه ‌نظریۀ واکنش اجتماعی (برچسب‌زنی)، عدم آگاهی مدارس از وضعیت فرزندان زندانیان می‌تواند به برچسب‌زنی ناخواسته و رفتار نامناسب با این کودکان منجر شود. همچنین، برچسب «زندانی» می‌تواند بر هویت پدری ‌تأثیر منفی بگذارد. لذا، ایجاد سیاست‌های حمایتی در نظام عدالت کیفری و نظام آموزشی و آگاهی‌بخشی به مدارس برای تقویت هویت پدری می‌تواند به کاهش اثرات منفی این برچسب‌ها کمک کند.

براساس نتایج حاصل از پژوهش پیشنهاد می‌شود اگر چه در شرایط کنونی مواد ١٧۶ و 177 آیین‎نامۀ اجرایی سازمان زندان‌‎ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، امکان ملاقات فرزندان با پدران زندانی را با حضور مأمور مراقب و نیز مادۀ 179 آیین‌نامۀ مذکور ملاقات بدون حضور مأمور مراقب را فراهم کرده است. با این حال ضرورت دارد ساختار و سازماندهی ملاقات‌ها در زندان بین پدران زندانی و فرزندانشان به گونه‌ای تعبیه شود که امکان برقراری ارتباط مطلوب و مناسب در یک محیط امن و آرام و در بازه‌های زمانی کوتاه‌تر و مدت نسبتاً طولانی‌تر را برای ‌آن‌ها فراهم سازد. این مهم انجام نخواهد شد مگر اینکه سیستم عدالت کیفری جایگاهی برای این امر مهم قائل شود و آن را در چارچوب اصل شخصی بودن مجازات‌ها تسهیل کند. سیستم عدالت کیفری در تعامل با سیستم آموزشی باید حمایت خود را برای ایجاد هویت پدری جدید برای پدران زندانی افزایش دهد و به دنبال تصویب قوانین، مقررات و دستورالعمل‌هایی باشد که بتواند این مهم را به سرانجام برساند. لازم است بازنگری لازم هم در سیستم عدالت کیفری و هم در اهداف، ساختار و فرایندهای نظام آموزش و پرورش کشور انجام شود تا فرصتی برای بهره‌مندی این گروه از ‌دانش‌آموزان از حقوق اولیۀ خود فراهم شود. آموزش‌های لازم برای ارتقای سطح دانش و مهارت معلمان در تعامل با این گروه از ‌دانش‌آموزان ارائه شود و برای فرصت‌های از دست رفت آموزش و حضور در کلاس ‌آن‌ها در هنگام انجام ملاقات‌ها آموزش‌های اضافی و جایگزین در نظر گرفته شود و امکان خروج از مدرسه برای انجام ملاقات با پدر برایشان تسهیل شود و درنهایت شرایط ایمنی در مدارس فراهم شود تا مادران و سایر اعضای خانوادۀ دانش‌آموز دارای پدر زندانی بتواند اطلاعات مربوط به این مهم را در اختیار مدرسه قرار دهند و از حمایت‌های مدرسه در ابعاد مختلف برخوردار شوند.

 

 

  •  

    • ابراهیمی، مجید، زینب میرزایی و سمیه ابراهیمی (1398)، تحولات مسئولیت مدنی در نظام حقوقی ایران، پنجمین همایش ملی حقوق.
    • ادیب، یوسف و فاطمه مردان اربط (1396)، «تجارب والدین از مشارکت در امر تحصیل فرزندان: یک تحقیق کیفی»، مجلۀ علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز، شمارۀ 1.
    • آیین‌نامۀ اجرایی سازمان زندان‏ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، مصوب 20/09/1384 رئیس قوۀ‏قضائیه.
    • باقی، عمادالدین و میرطاهر موسوی (1396)، «پیامدهای زندانی شدن بر خانوادۀ زندانیان»، فصلنامۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، دورۀ 6، شمارۀ 3.
    • سلیمی، سمانه و زینب حسین‌آبادی (1399)، «بررسی نقش میانجی بهسازی مدرسه در رابطۀ بین مشارکت اولیا با کیفیت آموزشی»، نوآوری‌های مدیریت آموزشی، دورۀ 16 (1).
    • شاهپوری، تهمینه، محمدمتین پارسا و نبی‫‌اله غلامی (1399)، «قربانی‌شناسی ‌قضائی برمبنای نظریۀ برچسب‌زنی و راهکارهای پیشگیری از آن»، پژوهش‌های حقوقی، شمارۀ 19(42).
    • غیوری‌نیا، پیمان، سیدعلی میرابراهیمی و محمدعلی قربانی (1401)، «تحلیل جرم‌شناختی عوامل بزهکاری اطفال و نوجوانان شهرستان ارومیه در بازۀ زمانی 1390-1394»،پژوهش‌های حقوق جزا و جرم‌شناسی، شمارۀ 10 (20).
    • قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیل اطفال و جوانان ایرانی مصوب 30/4/1353 مجلس شورای ملی.
    • قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، مصوب 23/2/1399 مجلس شورای اسلامی.
    • قدرتی، محمدحسن (1388)، «قاعدۀ وزر (اصل شخصی بودن مجازات)»، فصلنامۀ فروغ وحدت، شمارۀ 17.
    • گوهری، زهره، لاله جمشیدی و علی‌اکبر امین‌بیدختی (1393)، «شناسایی موانع مشارکت در امور مدارس مقطع ابتدایی شهر سمنان»، دو فصلنامۀ مطالعات برنامه‌ریزی آموزشی، شمارۀ 7.
    • معروفی، یحیی (1389)، «پیامدهای زندانی شدن والدین بر عملکرد تحصیلی فرزندان»، فصلنامۀ خانواده‌پژوهی، شمارۀ 24.
    • ملکوتی، نصیر و فرید محسنی (1402)، «پیشگیری جامعه‌مدار از بزهکاری اطفال و نوجوانان در محیط‌های آموزشی مجازی (با ‌تأکید بر یافته‌های جرم‌شناسی)»، دیدگاه‌های حقوق قضائی، شمارۀ 102.

  • تاریخ دریافت 28 آذر 1401
  • تاریخ پذیرش 17 آذر 1403