نوشتار پیش رو به بررسی مبانی پیدایش نهاد بازپرس در کنار دادستان و فلسفه تفکیک مقام تعقیب از مقام تحقیق در فرایند دادرسی کیفری میپردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که چه مبانی و ضرورتهایی ایجاد نهاد بازپرسی در کنار دادستان را توجیه میکند و انتقادات مطرح شده در مورد این نهاد تا چه اندازه قابل پذیرش است. پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای انجام شده است.
پیش بینی بازپرس در کنار دادستان، در رعایت بیطرفی، برابری سلاحها و تفکیک قوا تاثیر گذار است. همچنین افزایش دقت در رسیدگی را به خاطر تقسیم وظایف و تخصصی شدن نقشهای متعارض تحقیق و تعقیب و نیز ایجاد نظارت در مرحله تحقیقات به همراه دارد. تقسیم وظایف و اختیارات از انباشته شدن قدرت در ید مرجع واحد جلوگیری میکند و اعمال افراد را در معرض نظارت دیگری قرار میدهد؛ به عبارتی، اشتباهات و سوء استفادهها را به حداقل ممکن میرساند.
در مقابل طرح انتقادات نسبت به جایگاه بازپرسی، که پیرامون نقض بی طرفی است، موجب اصلاحاتی در نظام دادرسی برخی از کشورها از جمله فرانسه شده است.