فصلنامه دیدگاه‌های حقوق قضایی

فصلنامه دیدگاه‌های حقوق قضایی

جایگزینی کانون اصلاح و تربیت با مدارس آموزشی خاص، با نگاهی به حقوق آمریکا

نوع مقاله : پژوهشی

نویسندگان
1 دانشگاه علوم قضایی
2 دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری تهران
10.22034/jlvi.2026.2068299.1431
چکیده
بزهکاری اطفال و نوجوانان به‌دلیل ویژگی‌های خاص رشدی، روانی و اجتماعی این گروه سنی، از چالش‌های اساسی نظام‌های عدالت کیفری معاصر است و نیازمند سیاست‌های افتراقی، پیشگیرانه و بازپرورانه می‌باشد. در سیاست جنایی نوین، واکنش کیفری نسبت به کودکان و نوجوانان نباید تنها بر سلب آزادی و تنبیه مبتنی باشد، بلکه باید با محوریت اصلاح، آموزش، درمان و بازاجتماعی‌سازی طراحی گردد. با این حال، در ایران، نگهداری در کانون‌های اصلاح و تربیت هنوز یکی از پاسخ‌های اصلی به بزهکاری اطفال و نوجوانان است و کارآمدی آن در تحقق اهداف اصلاحی و تربیتی همواره محل تردید بوده است. هدف پژوهش، نقد سیاست جنایی فصل دهم قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و تبیین ضرورت اصلاح آن با تأکید بر عبور از رویکرد کانون‌محور و جایگزینی نگهداری با الگوی «مدارس آموزشی خاص» مبتنی بر رویکرد آموزشی–درمانی است. پژوهش با ارائه مبنای نظری و تقنینی، زمینه بازطراحی واکنش‌های کیفری نسبت به اطفال و نوجوانان را در راستای تحقق اهداف اصلاح و بازاجتماعی‌سازی فراهم می‌آورد. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و تطبیقی است و داده‌ها از مطالعات کتابخانه‌ای، تحلیل قوانین و مقررات داخلی، یافته‌های جرم‌شناسی و روان‌شناسی رشد، تحقیقات میدانی و بررسی اسناد و رویه‌های نظام عدالت کیفری نوجوانان در ایالات متحده آمریکا گردآوری شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد نگهداری در کانون‌ها به‌دلیل تمرکز بر سلب آزادی، ضعف مداخلات تخصصی، هم‌نشینی بزهکاران و گسست از محیط آموزشی، تأثیر محدودی در اصلاح رفتار و کاهش تکرار جرم دارد و ممکن است آسیب‌های روانی، انگ‌زنی اجتماعی و افت تحصیلی را تشدید کند. در مقابل، مدارس آموزشی خاص با ساختاری آموزش‌محور، خانواده‌مدار و نیمه‌باز، ضمن حفظ پیوند کودک با نظام آموزشی و اجتماعی، ظرفیت بیشتری برای اصلاح رفتار و بازگشت سالم نوجوان به جامعه دارند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 04 مرداد 1405

  • تاریخ دریافت 19 مرداد 1404
  • تاریخ بازنگری 19 تیر 1405
  • تاریخ پذیرش 17 تیر 1405